المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

133

مروج الذهب ( فارسى )

انجام ميشد و نمازها بود كه ركوع و سجود داشت و در اوقات معين ماه و سال به پا ميشد و عيدها نهاد و براى زناكاران حد معين كرد و بر زنانى كه خواهان فاحشه‌گرى - بودند باج معلوم نهاد و وقت كارشان را محدود كرد و اگر كار خود را رها ميكردند باج از آنها برداشته ميشد ، فرزندان ذكورشان بنده و سرباز شاه ميشدند و فرزندان اناث بمادران خود تعلق داشتند و كار آنها را پيش ميگرفتند . بفرمود تا براى معبدها قربان كنند و براى ستارگان بخور بسوزند و براى هر ستاره وقتى مقرر كرد كه با سوختن يكى از گياهان خوشبو بدان تقرب جويند و همهء اين كارها را نظم داد و روزگارش آرامش و قرار يافت و جمعيت بسيار شد و زندگيش در حدود يكصد و پنجاه سال بود و بمرد كه در عزايش به سختى فغان كردند و پيكرش را در مجسمهء زر سرخ نهادند و جواهر نشان كردند و معبدى بزرگ براى آن بساختند و طاق آن را به هفت رنگ جواهر به شكل و رنگ هفت ستاره يعنى خورشيد و ماه و پنج ديگر بياراستند و روز مرگ او را روز دعا و عيد كردند كه در آن روز بنزديك معبد فراهم شوند و هم تصوير او را بدروازه‌هاى شهر و بر پول و پشيز و جامه‌ها نقش كردند و بيشتر اموالشان پول زرد و مسين است و اين شهر بقلمرو چين علم شد كه همان شهر انمواست و از آنجا تا دريا چنان كه از پيش گفتيم حدود سه ماه يا بيشتر راه است ، در حدود مغرب سرزمين خود نيز شهرى بزرگ دارند كه نامش مذاست و مجاور ديار تبت است و ميان مردم تبت و اهل مذ پيوسته جنگ است . شاهانى كه پس از اين پادشاه آمدند همچنان امورشان انتظام و وضعشان استقرار داشت ، آبادى و عدالت رواج بود و ستم در ديارشان نبود و مقررات اشخاص مذكور را پيروى همىكردند و پيوسته با دشمنان پيكار داشتند و بندرهايشان پر بود و مقررى سپاه منظم ميرسيد و تاجران از هر ديار با كالاى گونه‌گون به دريا و خشكى ايشان رفت و آمد داشتند . دينشان دين اسلاف بود كه طريقت موسوم به سمنى بود و عبادتشان با عبادت قرشيان پيش از اسلام همانندى داشت . بتان را ميپرستيدند و بر